مادرانه
تو میگی مامان، ولی من مامان نمی شنوم من به اوج عشق و خواستن و دوست داشتن می رسم با همین کلمه پنج حرفی که نمی دونم چه اعجازی در اون نهفته هست
تو کلمه و جمله های ساده میگی به زبون خودت ولی من اوج زیبایی یک ترانه یا متن عاشقانه رومی شنوم
تو دست های کوچولوت رو به دور گردنم حلقه می کنی ولی من خودم رو در آغوش پر از مهر خدا می بینم، وسط بهشت انگار که از بند زمان و مکان رها میشم
تو با دست های کوچولوت دست های من رو میگیری و من گره می خورم به این دنیا و دل کندن از اون برام سخت میشه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مادرانه 
