ما آدم بزرگ ها هم بعضی وقت ها هوای بچگی کردن میاد سراغمون ... یه سرسره بازی حسابی کردیم امشب 2 تایی با هم ؛ پارک خلوت بود ترسیدی تنهایی از سرسره (از این تونلی ها بودا) بیای پایین منم اومدم بالا تا تنها نباشی بعدم با هم سر خوردیم آخی یاد بچگی هام بخیر چه شری بودمااااااا ، تو از منم شیطون تری مامانی .... جالبه یه کاری کردیم بابا امیرم هوس کرده بود بیاد سرسره بازی!!! مامانی بهش گفت یه کاری نکن مجبور بشیم آتش نشانی خبر کنیم گیر می کنی هااااااااا ........بابا هم بیخیال شد چقدر حسه خوبیه که پا به پای دخمل کوچولوت بازی کنی و از بچگی اون لذت ببری مرسی دختر گلم که این حس خوب رو بهم هدیه دادی زندگی با بودن تو خیلی...