دختر شجاع من
آوای خوشگلم مریض شده الهی مامان فدای قدش بشه انقدر خانومه که نگو .... دیروز رفتیم دکتر بر خلاف قبل دیگه گریه نکرد قدش ۹۸و وزنش ۱۴شده دکترش خیلی راضی بود میگفت الان قد و وزن یه بچه ۳ساله رو داره آمپول زدنش و باید میدیدین مثل یه دختر شجاع رفت رو تخت خوابید بهش گفتم عزیزم درد داره ولی عوضش زود خوب میشی، خانومه که سوزنو زد تو پاش با اینکه خیلی دردش اومده بود صداش در نیومد الهی بمیرم دیدم اشک تو چشاش پر شده ولی صداش در نمیاد فکر کنم میخواست ادای منو در بیاره چون دیده بود من گریه نمیکنم فکر کرده بود نباید گریه کنه بهش گفتم عزیزه دلم اگه دوست داری گریه کن یهو آوا گفت أأأأأأ...
نویسنده :
بهاران
12:32
تنها در خانه
چقدر دلم گرفته ... آوا عسلی با باباش رفته مامان و تنها گذاشته تو خونه ، از بعد تولد آوا اولین باره که تنها موندم تو خونه همیشه آوا پیشم بوده ،شده بود من آوا رو بذارم خونه مامانی برم جایی ولی تا حالا تنها نمونده بودم .... ولی آوا که اومد به روش نمیارم که خیلی ناراحت بودم بچم دلش می شکنه ولی خودمونیم چقدر وقتی نیست زمان دیر می گذره و چقدر خونه سوت و کوره دارم به مامانم فکر می کنم که چی کشیده وقتی پسرش و .......... بمیرم الهی برای مامان مهربونم با اون دل شکستش ..... بگذریم فقط می تونم دعا کنم که خدا سر هیچ مادری نیاره که خیلی سخته ،الهی خدا همه بچه ها رو واسه ماماناشون حفظ کنه ......... ...
نویسنده :
بهاران
14:36
سالگرد دایی پیام مهربون
پیام عزیزم ده سال است که از لبخند، دستها و لحن مهربان صدایت جدا افتاده ایم ، ما مانده ایم و مزاری که سنگ صبور ما گشته ، با یاد دیروزهای پررنگمان، روزهای بی رنگمان را به شبها گره می زنیم و شبهایمان را به امید آنکه هلال ماهگونت را یکبار دیگر در خواب به نظاره بنشینیم به صبح میرسانیم ابدیت یادت بر همه لحظه هایمان سایه انداخته و خاطرت عزیز همه دورانهاست ...
نویسنده :
بهاران
14:01
آتلیه
امروز رفتیم آتلیه ... منتظر عکسای خوشگل خوشگل از گل دخترم باشید ...
نویسنده :
بهاران
23:48
آوا و شیرین زبونیهاش
نفس مامان این روزها هر چی از شیرین زبونیت بگم کم گفتم .... میگم آوا جیگری ... آوا: جیگر و مپزیم میخوییم هنوز (منظورت الان)نداییم من جیگر نیشتم من آوام چی بگم حرف حساب جواب نداره خوب مامانی ...
نویسنده :
بهاران
11:39
آوا و شیرین زبونی هاش
قشباق ........،!!!!!!!!!!!!! میخوایم ناهار بخوریم هی میگی مامان قشباق من کو ؟کلی تلاش کردم تا بفهمم منظورت بشقابه آخ من عاشقتم مامان الهی قربونه اون حرف زدنت بره شیرین زبونم ...
نویسنده :
بهاران
15:49




