آوا کوچولوآوا کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 26 روز سن داره

آوای بهاران

بدون عنوان

  باز هم پوشک. ... :  :- : فرشها رو شستیم مجبوریم تا برقراری صلح با دستشویی از پوشک استفاده کنیم   ...
26 مرداد 1393

کــــــــــــــــمک

ای خدااااااااااااااااااااااااااا   این دخملی چرا لج می کنه با من عمدا نمیره دستشویی(مخصوصا واسه دستشویی بزرگ )..................... میاد میگه مامان جیش دارم میگم بیا بریم دستشویی دخترم، میگه نه جیش ندارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!                          2 ثانیه بعد می بینم شلوارش خیسه مامانم میگه خیلی داری عجله می کنی همچین حرس می خوری که انگار بچه 4 ،5 سالشه دستشوییشو نمی گه  به نظرتون دارم عجله می کنم ؟؟؟!!! ...
20 مرداد 1393

فرهنگ لغات آوا

باش نمیشه = نباشه  می سوخه = می سوزه گیگه = دیگه شوشویات =شکلات شوش = رژ رفتی زدی تو گوش دایی اون بیچاره هم که هر بلایی سرش بیاری صداش در نمیاد بعد رفتی بغلش کردی گفتی بخبشید همین کارا رو می کنم مامانم منو پارک نمیبره !!!  دسمال مرطویی=دستمال مرطوب آگا دوختر=آقا دکتر (یه رگت ترکه دیگه چه کنیم) ...
10 مرداد 1393

ماجراهای ماه رمضان

سلام عزیر دلم  دختر نازم از اینکه یه مدتی نتونستم به وبلاگت سر بزنم معذرت میخوام راستشو بخوای تو ماه رمضان همه برنامه هام بهم ریخته بود حالا خوبه  روزه نمی گرفتم که ایشالا خدا ما رو می بخشه به همه هم می گفتم من روزه بگیرم کی آوا رو بگیره ؟!!! وگرنه مطلب واسه نوشتن زیاد داشتم از مکافاتی که واسه از پوشک گرفتنت داشتم بگو تا شیرین زبونیهای جدیدت انقدر تازگی ها با مزه صحبت می کنی که نگو... کارمون به جایی رسیده که بابا امیر شک کرده می گه تو به این بچه تخم کفتر خوروندی بزار اول از ماجرای از پوشک گرفتنت بگم که خیلی اذیت شدم خدایی تو این 2 سال انقدر احساس نا توانی نکرده بودم طوری شده بو...
10 مرداد 1393

آوای شیرین زبونم

فرشته کوچولوم نمی دونی تازگی ها چقدر خوردنی تر شدی مامان قربونت بره که هر موقع کار اشتباهی می کنی زود میای مامان و بغل می کنی و می گی منو ببخش مامان معذرت ،بعدم هی تند تند بوسم می کنی 2 روز پیش که طوفان شده بود پشت تلفن به بابا گفتی بابا هوا خطرناکه بیا خونه امروزم مامانی می گفت آوا بیا خونه ما میگفتی نه هوا خطرناکه  می خوام خونمون بمونم تازگی ها هر کاری می خوای بکنی اولش می گی:خدای من .... خیلی با مزه میگی عشقمی ...             ...
15 خرداد 1393

آوا و شیرین زبونی هاش

به دوربین میگی دیربون !!! خدا وکیلی موندم  این کلمه رو چجوری ساختی تو حموم شیر آب و نشون دادی  میگی این چیه میگم شیر میگی بخورم ؟!!! چند روز پیش تو ماشین یهو بابا امیر یه دست اندازو بد رد کرد برگشتی به بابا میگی مباظب باش بابا بیا اینور بذار مامان بشینه بابا هم بلند خندید .... با جدیت تموم گفتی نخـــــــــــــــــــند (جدیدا هرکی به کارای با مزت میخنده  خیلی جدی میگی نخــــــــــند) داری با خاله آیلین تلفنی صحبت می کنی میگی هاپو خییدی؟ هاپ هاپ میکنه؟ میخوای بیام ببینمش؟!! مامانی بهت می گه آوا خوبی میگی گبون شوما(قربون شما) میگه چه خبر میگی ساامتی (سلامتی) ...
4 خرداد 1393

شیرین کاری جدید

چرا اینجوری نگاه می کنین ؟ خوب دارم رژ می زنم دیگه، خلاف که نکردم !!!!!!!!! نگام کن مامان خوشگل شدم ؟ (این حرف خودته گلم ) منم بهت می گم تو خوشگل بودی عسلم وروجک فقط  کیف مامان و می گردی رژ لب پیدا کنی تا می بینی من دارم نگات می کنم برای اینکه حواس منو پرت کنی می گی مامان عکس بگیر ازم خیلی بلایی نیم وجبی .... عاشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقتم نفسم ...
4 خرداد 1393